Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می كنی
وقت رفتن است
بازهم همان حكایت همیشگی !
پیش از انكه با خبر شوی
یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه.
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره.
كاش در دهكده عشق فراوانی بودتوی بازار صداقت كمی ارزانی بود
كاش اگر گاه كمی لطف به هم میكردیممختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
كاش به حرمت دلهای مسافر هر شبروی شفاف ترین خاطره مهمانی بود
عشق یعنی همچو من شیدا شدن / عشق یعنی قطره در دریا شدن
عشق یعنی دیده بر در دوختن / عشق یعنی در فراغش سوختن . . .
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه
یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد
هنگامی كه دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب
چنان به دربسته چشم می دوزیم كه درهای باز را نمی بینیم...
کفش
گردن بند
دستبند
انگشتر
گوشواره
ساعت
سندل
جواهرات
کاپشن و پالتو
لباس مردانه
لباس زنانه
لباس بچه
مدهای ایرانی
مدل مو
کمربند
کلاه
فستیوال ها و کارنوال ها
آرایش
لباس عروس
عطر و ادکلن
شال و روسری
مدل عینک
مدل کت و شلوار زنانه