چیزی نمیتونم بگم ، قراره از من بگذری ... چیزی نگو میفهممت ، باید از این خونه بری ... چند سال از امشب بگذره؟ ، تا من فراموشت کنم .. .تا با یه دریا تو خودم ، خاموش خاموشت کنم ...
ارسال شده توسط :راه فردا در
شنبه 14 آذر 1388 |
نظرات ()
یكى از مسائلى كه همیشه ذهن مرا به خود مشغول مىكند، جایگاه عشق در ازدواج است. به راستى عشق چیست؟ آیا عشق، گناه است؟ آیا ازدواج بدون عشق ، مىتواند معنایى داشته باشد؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن؟ آیا هر عشقى ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود؟ آیا عشق لزوما باید انسان را به طرف انسانى دیگر سوق دهد؟ عشق به چه عواملى بستگى دارد و چگونه به وجود مىآید؟ عشق چگونه استمرار مىیابد و چگونه خاتمه مىیابد و یا چگونه رشد پیدا كرده، به تعالى مىرسد؟
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر. من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد.