تبلیغات
بهترین داستان ها و سرگرمی ها - مطالب ابر غزل زیبا
 
بهترین داستان ها و سرگرمی ها
مجموعه ای از بهترین داستان ها و سرگرمی های متنوع و خواندنی
درباره وبلاگ


مجموعه ای از بهترین داستان ها و سرگرمی ها

مدیر وبلاگ :


چنان به صورتم احساس سرخ خنده نشسته
که روی شاخه ی خشکیده ای پرنده نشسته

کنار من بنشین ای قمارباز که با تو
کنار این من بازنده یک برنده نشسته

کنار من بنشین تا دو بیت شعر بخوانم
درست نیست شما ایستاده،بنده نشسته....

مجتبی حاذق







نوع مطلب : عاشقانه،  شعرهای خوندنی،  غزل عاشقانه معاصر،  غزل عاشقانه، 
برچسب ها : سیب سرخ خنده، غزل زیبا، شعر معاصر، مجتبی حاذق،
قاصدک قصدسفرکرد،دلم بی تاب است
دیده بر هم نزدم،بازشبم بی خواب است
*
قاصدک قصد سفرکرد،دلم شورافتاد
وای بیچاره دلم، در دل صد گرداب است
*
قاصدک قصدسفر کرده و من می مانم
چه کنم پا و تنم بسته در این مرداب است
*
قاصدک در همه ایام ،دلم با اوبود
همچنان از غم او سخت دلم بی تاب است
*
قاصدک رفت ومرا باز به تقدیر آویخت
خسته از این همه تکرار،دلم خوناب است






نوع مطلب : غزل عاشقانه معاصر،  غزل عاشقانه،  شعرهای خوندنی،  عاشقانه، 
برچسب ها : قاصدك، غزل قاصدك، غزل زیبا،
سیب غلتان رودخانه من! آهوی نقش بسته بر چینی!
پری قصه های کودکی ام ! قالی دستباف تزیینی!

خُنکای نسیم اول صبح! گرمی چای عصر پاییزی!
به چه نامی ترا صدا بزنم؟ لیلی روزگار ماشینی!

دور مجنون گذشت اینک من دور لیلا گذشت اینک تو
دست بردار از این حکایت تلخ تا بگویم چقدر شیرینی

از کدامین عشیره ای بانو که در این شهر آسمان زنجیر
شیر از آفتاب می دوشی میوه از باغ ماه می چینی

ای جهان بر مدار مردمکت ، چشم بردارم از تو ؟ ممکن نیست
منم آنکس که زندگی کرده سالها با همین جهان بینی

گیسووان سیاه پوشت را روی دیوار شانه ها آویز
تا ببینی غزلسرایان را همه مشتاق شعر آیینی

جنبش سبز فتنه انگیزی اگر از جای خویش برخیزی
کودتاچی مخملی دامن! شورشی! بهتر است بنشینی

عشق حق مسلم من و توست مابقی را به دیگران بسپار
*هر چه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جویی زیان بینی*


مجید آژ






نوع مطلب : عاشقانه،  شعرهای خوندنی،  غزل عاشقانه،  غزل عاشقانه معاصر، 
برچسب ها : مجید آژ، شعر عاشقانه، غزل فارسی، غزل مدرن، غزل زیبا،
کشیدی ناز چشمش ای دل آخر ریخت خونت را

بگفتم بارها من با تو، ناز مست کمتر کش ...






نوع مطلب : عاشقانه،  شعرهای خوندنی،  غزل عاشقانه،  غزل عاشقانه معاصر، 
برچسب ها : تک بیتی، تک بیتی عاشقانه، شعر و غزل، غزل زیبا، غزل عاشقانه،
بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتو
بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه ازتو

همیشه آخر بازی کسی که سوخت من بودم
همیشه باخت بامن بوده گاه از عشق گاه ازتو

تو رُخ میتابی و من قلعه ات را آرزومندم
خر است این اسب اگر یک لحظه بردارد نگاه ازتو

تمام خانه ها را بر سرم آوار کردی و
کسی جرأت ندارد تا بگیرد اشتباه از تو

قشنگم ، فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد
نگیری خرده بر مستان اگر بستند راه از تو

مطیع رإی خوبانم . چه بگذاری چه برداری
کماکان برنمی گردد سر ما بی کلاه از تو

در این بن بست حیرانی کجا میرانیم ؟ دیگر
چه دارم رو کنم زیبای کافر کیش ، آه از تو...........






نوع مطلب : عاشقانه،  جذاب و خوندنی،  غزل عاشقانه معاصر،  غزل عاشقانه، 
برچسب ها : شعر عاشقانه، غزل عشق، غزل معاصر، غزل زیبا، اشعار جدید، اشعار معاصر،
خسته ام مثل تو از کمرنگی دیدارها
زندگی افتاده روی دنده ی تکرارها

ارتباط خانه را با کل دنیا قطع کن
جز ترافیک و گرانی، چیست در اخبارها؟

دنج و کوچک بود تهرانی که حالا کشوریست
مملو از بسیارها بسیار ها بسیار ها

خالی از احساس ،از لبخند، از غوغای عشق
شهر من افتاده گویی دست آدمخوارها

پیشتر، اینجا به جای کافه های تنگ و ترش
وعده می کردیم با هم لای شالیزار ها

کور شد ذوق پسرها، شعرگفتن سخت شد
مد شد از وقتی به جای دامن این شلوار ها

از دیارم حال، باقی مانده در ذهنم فقط
یاد عطر شاخه های یاس بر دیوار ها

آخر از این شهر با هم می رویم، افسوس که
آرزوهای مرا با خنده کشتی بارها

مهدی نورقربانی






نوع مطلب : غزل عاشقانه معاصر،  غزل عاشقانه،  جذاب و خوندنی،  شعرهای خوندنی،  عاشقانه، 
برچسب ها : خسته ام مثل تو از کمرنگی دیدارها، غزل معاصر، غزل زیبا، شعر معاصر، شعر زیبا، اشعار زیبا،
فال می خواهم بگیرم... می شود نیّت کنی؟
میشود با این غزل،احساسِ سِنخیَّت کنی؟

مَنطقِ لب های تو ،شد علّتِ "اشعارِ" من
می شود با بوسه ای اثباتِ عِلیَّت کنی؟

طَبعِ من گرم است،عشقِ من ندارد حدّ و مرز
تو زرنگی.؛. میشود آن را مدیریَّت کنی؟!

شعرِ من بی تو اهمیَّت ندارد نازنین.!
یک نظر کُن تا غزل را پُر اهمیَّت کنی..

عُذر می خواهم..! حواسم چند بیتی پرت شد!
فال می گیرم دوباره... میشود نیّت کنی؟!






نوع مطلب : شعرهای خوندنی،  عاشقانه،  غزل عاشقانه،  غزل عاشقانه معاصر، 
برچسب ها : غزل عاشقانه، غزل زیبا، غزل معاصر، غزل فال، فال می خواهم بگیرم... می شود نیّت کنی؟،
کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند
او خودش خواست تو را در دل من جا بکند

او که خوش داشت دلم را به تو بسپارد و بعد
بنشیند عقب و ... سیر ، تماشا بکند !

عاشقـم کرد
که دست از سـر او بـردارم
که مگر درد ِ مـرا درد ، مــداوا بکند

خــواست تا هـر که به غیر ـ تو ... دلم را بزند
و هــوای تــو مــرا این همـه تنها بکند


"سمیه محمدیان"







نوع مطلب : شعرهای خوندنی،  عاشقانه، 
برچسب ها : کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند، شعر عاشقانه، شعر دلتنگی، غزل زیبا، غزل عاشقانه، سمیه محمدیان،

تو نیستی و این درو دیوار هیچ‎وقت...‏
غیر از تو من به هیچ‎کس انگار هیچ‎وقت...‏
اینجا دلم برای تو هی شور می‎زند
از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‎وقت...‏
اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
من باورم نمی‎شود،اخبار هیچ‎وقت...‏
حیفند روزهای جوانی،نمی‎شوند
این روزها دو مرتبه تکرار هیچ‎وقت
من نیستم بیا و فراموش کن مرا
کی بوده‎ام برات سزاوار؟!‏‎…‎هیچ‎وقت
بگذار من شکسته شوم توصبور باش
جوری بمان همیشه که انگار هیچ‎وقت...


 زنده یاد نجمه زارع



http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/04/pichak/www.pichak.net-04.jpg





نوع مطلب : عاشقانه،  شعرهای خوندنی، 
برچسب ها : نجمه زارع، غزل زیبا،





تبلیغات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه